هشتم مهر ماه همزمان با سالروز میلاد و بزرگداشت مولانا برای تمامی دوستداران او روز فرخنده ای است. اینکه مولانا که بوده و چه گفته است را بزرگان گفته اند و بنده فقط در اندازه خودم میتوانم او را دریای تمام نشدنی شعور و درک حقیقت بدانم. کسی که توانست دستار را رها کند و از علم قال به علم حال برسد. شخصیتی که با پویایی هر روزش در حال جستجویی بیشتر بود تا حقایق بیشتری را درک کند و این است که آثار او را در کنار سنایی و عطار نیشابوری مثلث عرفان اسلامی در حوزه ادبیات فارسی نامیده اند. مولانا که مرید شمس الدین تبریزی گشته بود بعد از آنکه شمس او را رها می کند خود تبدیل به شمس دیگری می شود که پرتو نورش هنوز برای مردم امروزی روشنایی می آورد بدان حد که توانسته به هشتصد سالگی برسد! و مطمینا به هزار سالگی هم خواهد رسید!
و چگونه می شود که شخصیتی به زمان آینده برود و انسانهایی با زبانی دیگر و با وجود فاصله زمانی بسیار احساس نزدیکی خاصی با وی داشته باشند حال آنکه برای رسیدن به آن نقطه می بایست با موج تنوع افکار جدید و عدم روزمرگی شدن افکار خویش مبارزه کند؟ در واقع چطور می شود که مولانا هشتصد ساله می شود؟ بنده تصور می کنم که جواب این سوال در توسعه پایدار نهفته باشد بطوریکه اگر بتوان دریافت که مولانا چگونه به توسعه پایدار رسیده و خود را در آن حیطه حفظ کرده است می توان جواب این دسته از سوالها را پاسخ گفت. بدون شک مولانا بعد از ملاقات با شمس تبریزی و تحت ارشادهای او به توسعه رسید و شخصیتی چند بعدی را از خود نشان داد که در قله های متعددی به توسعه رسیده است. دلیلی بر این ادعا گقته ای کوتاه از دکتر سید حسین نصر می تواند باشد : ... "برای درک مثنوی باید قرآن و حدیث بدانیم ...
... ادامه مطلب

